همه ی این حرفها احساس واقعیم بود.هنوز هم هست,اما
پیش از اینگه گرفتار تو بشوم باید بروم.باید شوق را توی دل بکشم.باید عشق را توی دلم سر ببرم.
سمفونی مردگان-عباس معروفی
برچسب:
نویسنده: میلاد سلیمانی
برچسب:
نویسنده: میلاد سلیمانی
برچسب:
نویسنده: میلاد سلیمانی
برچسب:
نویسنده: میلاد سلیمانی
پاره دوزی می کنی در این دکان
زیر این دکان تو باشد دو کان
برچسب:
نویسنده: میلاد سلیمانی
قبله ینی حلقه ی چشم مستت
ضریح اونه که دست بزنم به دستت
برچسب:
نویسنده: میلاد سلیمانی
برچسب:
نویسنده: میلاد سلیمانی
کاش جهان چیزی برای خواستن در من باقی گذاشته بود
کاش برای فهمیدنش تا به این حد تلاش نکرده بودم
کاش زمان خربده بودم
و در بستری از ذهنِ خودعالمبین به جهان میزیستم
اما اکنون نیز عشق به آزادی از وابستگیهای جهانی مجنونم کرده!
تا قسمت زیادی همه بتها را ابراهیم وار شکستهام
اما هنوز طناب ولعِ قدرت رهایم نکرده
یک قدرت درونی
که نمیدانم مرا به کدام سمت خواهد برد
اما خوب میدانم که غذایش را از بیگانه نمیگیرم!
(چقدر خنثی کردن میل قدرت سخته.)
برچسب:
نویسنده: میلاد سلیمانی
I waa grow old with you
I waa die lyin' in your arms
I waa grow old with you
I waa be lookin' in your eyes
I waa be there for you
Sharin' in everything you do
I waa grow old with you
برچسب:
نویسنده: میلاد سلیمانی
در سال ۱۸۰۹ بتینا برای گوته نوشت:
تمایل شدیدی دارم که شما را برای همیشه دوست بدارم.
این جملهی به ظاهر پیش پا افتاده را به دقت بخوانید.
از کلمهی عشق مهمتر، کلمههای "همیشه" و "تمایل" است!
آنچه بین آن دو جریان داشت،
عشق نبود،
جاودانگی بود ...
میلان_کوندرا
برچسب:
نویسنده: میلاد سلیمانی
برچسب:
نویسنده: میلاد سلیمانی
برچسب:
نویسنده: میلاد سلیمانی
برچسب:
نویسنده: میلاد سلیمانی
برچسب:
نویسنده: میلاد سلیمانی